اكثر معتادان در برابر بهبودى مقاومت مىكنند و برنامهاي كه ما با آن ها در ميان مىگذاريم با مصرف آن ها در تضاد است. اگر تازهواردان به ما بگويند كه مىتوانند بدون ناراحتى بعدى، به مصرف موادمخدر، در هر فرمى ادامه دهند، ما مىتوانيم به دو صورت به اين مسئله نگاه كنيم. يا آن ها معتاد نيستند و يا هنوز نمىتوانند بيمارى خود را تشخيص دهند و اعتياد خود را انكار مىكنند. اعتياد و خمارى، افكار منطقى را دچار اختلال مىكند و تازهواردان معمولاً به جاى تشابهها به تفاوتها توجه دارند و به دنبال راهى مىگردند كه به كمك آن دلايل معتاد بودن خود را انكار كرده و يا استحقاق بهبودى را از خود دريغ كنند.
بسيارى از ما هم، وقتى تازهوارد بوديم، همين كار را مىكرديم بنابراين وقتى با ديگران كار مىكنيم سعى مىكنيم چيزى نگوييم و كارى نكنيم كه بهانهاى براى ادامه مصرف به آن ها بدهد.
ما مىدانيم كه صداقت و هم دلى امرى حياتى است. همچنين مىدانيم كه تسليم بى قيد و شرط، كليد بهبودى است و پرهيز كامل، تنها چيزى است كه تاكنون براى ما كارساز بوده است. بنا به تجربه ما هر معتادى كه خود را تسليم اين برنامه كرده است، هرگز در بهبودى شكست نخورده است.
+ نوشته شده در
91/02/18ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
ما احساس مىكنيم كه برخورد ما با بيمارى اعتياد، كاملاً واقعبينانه است. هيچ چيز ارزش درمانى كمك يك معتاد به معتاد ديگر را ندارد. ما معتقديم كه روشمان عملى است، زيرا يك معتاد بهتر از هركس ديگر قادر است يك معتاد ديگر را درك و كمك كند. ما معتقديم كه هرچه زودتر با مشكلات اجتماعى روزمره خود روبرو شويم، به همان نسبت سريعتر مىتوانيم تبديل به اعضاى قابل قبول، مسئول و سازنده اجتماع خود شويم.
تنها راه جلوگيرى از فعّال شدن مجدّد اعتياد، خوددارى از مصرف، در همان بار اول است. اگر شما هم مثل ما هستيد، مىدانيد كه مصرف يك بار زياد و هزار بارهرگز كافى نيست! ما بر روى اين نكته قوياً تاكيد مىكنيم. زيرا مىدانيم كه مصرف هرگونه ماده مخدر، به هر شكلى و يا جايگزين كردن نوع ديگرى به جاى آن، آتش اعتيادمان را دوباره شعلهور مىكند.
تفاوت قائل شدن بين الكل و انواع ديگر مواد مخدر، باعث لغزش بسيارى از معتادان شده است. قبل از پيوستن به معتادان گمنام بسيارى از ما الكل را چيز جداگانهاى مىدانستيم، امّا ما توان پرداخت اين اشتباه را نداريم. الكل، يك ماده مخدر است و ما افراد مبتلا به بيمارى اعتياد، بايد از هرگونه ماده مخدر پرهيز كنيم تا بهبود يابيم.
+ نوشته شده در
91/02/12ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
ما بيماريى داريم كه پيش رونده، لاعلاج و مهلك است. هر يك از ما به طرق مختلف خريدار نابودى خود به اقساط بودهايم! همگى ما از یک هروئينى كيف قاپ گرفته، تا خانم محترم پيرى كه از دو سه دكتر متفاوت، نسخههاى مختلف مىگيرد، يك وجه مشترك داريم.
ما نابودى خود را يك گرم يك گرم، يك قرص يك قرص و يك بطر يك بطر دنبال مىكنيم، تا بميريم. اين، حداقل قسمتى از ديوانگى اعتياد است. شايد به نظر برسد معتادى كه براى يك بار مصرف، خودفروشى مىكند، از معتادى كه فقط به دكتر خود دروغ مىگويد، بهاى سنگينترى مىپردازد، اما فرقى نمىكند، نهايتاً هر دوى آنها با جان خود بهاى بيماري شان را مىپردازند. ديوانگى، يعنى تكرار يك اشتباه و انتظار نتيجه متفاوت.
ما اميدمان را پيدا كردهايم. اكنون مىتوانيم ياد بگيريم كه چگونه در اين دنيايى كه در آن زندگى مىكنيم، عمل كنيم. ما مىتوانيم در زندگى مفهوم و هدف پيدا كنيم و از ديوانگى، محروميت و مرگ خلاص شويم.
وقتى ما به عجز و ناتوانى خود در اداره زندگىمان اقرار كنيم، دريچهاى را براى دريافت كمك از يك نيروى برتر، به روى خود باز كردهايم .
اين مهم نيست كه ما از كجا آمدهايم، مهم اين است كه ما به كجا مى رويم.
+ نوشته شده در
91/01/25ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
امروز، برای کسب راهنمایی مورد نیاز خود از نیروی برتر کمک میخواهیم. متوقف میشویم؛ دعا میکنیم و برای کسب راهنمایی با آرامش به ندای درونی خود گوش میدهیم. به باور رسیدهایم که میتوانیم به نیرویی برتر از خود اطمینان کنیم. این نیرو هر وقت که بدان نیاز داریم در دسترس ماست. تنها باید برای آگاهی از اراده خداوند برای ما و قدرت اجرای آن دعا کنیم. ما از طریق دعا و مشورت و تلاش به خواست خداوند پی خواهیم برد
هر بار که این کار را انجام میدهیم، هر بار که در حین سردرگمی، راهنمایی کسب میکنیم، ایمان ما رشد میکند. هر چه بیشتر به نیروی برتر خود اطمینان میکنیم، درخواست راهنمایی آسانتر خواهد شد. نیرویی را پیدا کردهایم که در دوران اعتیاد بدان نیاز داشتیم، نیرویی که همواره در دسترس ماست. برای کسب راهنمایی مورد نیاز خود جهت زندگی کامل و رشد روحانی، تنها باید ارتباط خود را با خداوندی که درک میکنیم، حفظ کنیم.
ما اعتقاد داريم كه نيروى برترمان از ما حمايت مىكند. در صورتى كه ماصادقانه و به بهترين وجهى كه مىتوانيم سعى كنيم كه به اراده او عمل كنيم، از عهده هر مسئلهاى كه در زندگىمان اتفّاق بيفتد برخواهيم آمد. جويائى از خواست نيروى برترمان، يك اصل روحانى نهفته در قدمهاست
+ نوشته شده در
91/01/23ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
هر معتاد پاك يك معجزه است. ما اين معجزه را با تداوم بهبودى و ديدگاه مثبت ، زنده نگاه مىداريم. اگر پس از مدتى بهبودىمان دچار اشكالاتى شود، مفهومش اين است كه احتمالاً يك يا چند كارى را كه در اوايل بهبودى به ما كمك كرده است، ديگر انجام نمىدهيم.
سه اصل روحانى اوليه صداقت، روشن بينى و تمايل است. اين ها چگونگى برنامه ما را مشخص مىكنند. اوّلين صداقتى كه از خود نشان مىدهيم اظهار تمايل به قطع مصرف است. در مرحله بعد صادقانه به عجز و غير قابل اداره بودن زندگىمان اعتراف مىكنيم.
صداقت خالصانه، مهمترين ابزار يادگيرى زندگى فقط براى امروز است. با آن كه به كارگيرى صداقت كار مشكلى است، امّا اجر بزرگى در پى دارد. صداقت، پادزهر افكار بيمار ماست و ايمان تازه يافته ما نيز، زيربناى محكمى براى شهامت آينده ما مىباشد.
صداقت، روشن بينى و تمايل هر سه با هم كار مىكنند. كمبود يكى از اين اصول در برنامه ما، مىتواند به لغزش ختم شود و بهبودى ما را كه مىتوانست روند سادهاى داشته باشد مشكل و دردآور كند. اين برنامه، در زندگى ما نقشى حياتى دارد، اگر نداشت اكثراً ما يا مرده بوديم، يازندانى مىشديم و يا كارمان به بيمارستان و تيمارستان كشيده مىشد. در اين برنامه، طرز برخورد ما تغيير پيدا مىكند و ما ازحالت يك فرد تنها بيرون آمده و به انجمن احساس تعلق مىكنيم. ما در مورد حساب و كتاب درونى خود اصرار مىورزيم، زيرا آسودگى خاطرمان از آن سرچشمه مىگيرد. ما اطمينان داريم كه خداوند نيروى لازم را براى رفع نيازهاىمان در اختيارمان مىگذارد.
به خودت بگو:
فقط براى امروز ترسى نخواهم داشت و به روابط تازهام و آن ها كه چيزى مصرف نمىكنند و راه تازهاى براى زندگى پيدا كردهاند، فكر خواهم كرد . مادامي كه اين راه را دنبال كنم، از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت.
+ نوشته شده در
91/01/09ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
در طول حدّاقل نود روز اوّل بهبودى، شركت در جلسات بطور روزمره عقيده بسيار خوبى است. ما معتادان وقتى مىبينيم ديگران هم مشكلات گذشته و حال ما را داشتهاند، احساس مخصوصى پيدا مىكنيم. در آغاز، بجز شركت در جلسات،كار چندان مهّم ديگرى نمىتوان انجام داد. شايد ما نتوانيم حتّى يك كلام، يك نفر ويا فكرى را از اوّلين جلسه خود بخاطر بياوريم، امّا به وقت خود خواهيم توانست با آرامش از فضاى بهبودى لذّت ببريم.
شركت در جلسات به بهبودى ما استحكام مىبخشد. در آغاز ممكن است به خاطر غريب بودن قدرى احساس ترس كنيم. بعضى از ما فكر مىكنيم كه به جلسات احتياجى نداريم، امّا بهر حال در وقت ناراحتى به جلسات مىرويم و حالمان بهتر مىشود.
جلسات ما را با گذشته خود در تماس نگاه میدارد، امّا مهمتر از آن به ما نشان میدهد که در بهبودی به چه جایگاهی میتوانیم برسیم. با شركت مرتّب در جلسات، به مرور به ارزش صحبت با معتادان ديگرى كه مشكلات و اهداف مشتركى با ما دارند، پى مىبريم. ما مىبايست دريچه قلب خود را باز كنيم و محبّت و دركى را كه تشنه آنيم، بپذيريم تا تغيير كنيم. وقتى ما با اين انجمن و اصول آن خوب آشنا شويم و اين اصول را به مرحله اجرا درآوريم، رشدمان آغاز مىگردد.
+ نوشته شده در
91/01/04ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
اكثر ما متوجه شده بوديم كه اعتيادمان يك خودكشى تدريجى است. اما اعتياد، اين دشمن زيرك زندگى، قدرت انجام هر گونه اقدامى را از ما سلب كرده بود. در نهايت بسيارى از ما كارمان به زندان ها كشيده شد. بسيارى دست به دامن پزشكان، روان پزشكان و يا مذاهب شديم، اما هيچ يك از آن ها براى حل مشكل ما كافى نبود. بيمارى ماهميشه يا دوباره عود مىكرد و يا بدتر می شد.
ما به دنبال كمك بوديم، امّا پيدا نكرديم. اكثر پزشكان از مسئله بغرنج ما چيزى سر در نمىآوردند و مىخواستند با تجويز دارو به ما كمك كنند. زنان، شوهران و عزيزان مان هر چه داشتند به ما مىدادند و به اميد بهتر شدن و يا قطع مصرف ما، تمام انرژى خود را از دست مىدادند. سعى مىكرديم به جاى موادمخدر مصرفى، نوع ديگرى را جايگزين كنيم، اما اين كار فقط رنج ما را طولانىتر مىكرد. سعى كرديم مصرف خود را محدود و تفننى كنيم، ولى موفق نشديم. در واقع چيزى به نام معتاد تفننى وجود ندارد. بعضى از ما در مذاهب، فرقهها و كليساها به دنبال جواب گشتيم. بعضى، با كوچ كردن و از شهرى به شهر ديگر رفتن، در فكر علاج بوديم و براى مشكلات خود، محيط زيست و شرايط زندگى را مقصر مىدانستيم اما اين رفتار تأييد طلبانه، بيش از گذشته ما را به عمق اعتياد سرنگون مىكرد. بعضى، ازدواج و طلاق يا فرار را امتحان كرديم، امّا هر كارى كه مىكرديم از بیماری خود رها نمىشديم تا عاقبت از روى ناچارى در معتادانگمنام به يكديگر پناه آورديم
ما می دانیم بهترين وسيله بهبودى، يك معتاد در حال بهبودى است. ما بر روى بهبودى و احساسات خود متمركز مىشويم، نه كارهايى كه در گذشته كردهايم. رفقا، اماكن وافكار سابق معمولاً تهديدى براى بهبودى ما هستند. ما احتياج به تغيير همبازىها، زمين هاى بازى و اسبابهاى بازى خود داريم.
+ نوشته شده در
90/12/20ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
تنها راه ديگرى كه به جز بهبودى وجود دارد، زندان، تيمارستان، آوارگى و يا مرگ است. متاسفانه بيمارىمان، ما را وادار مىكند كه اعتياد خود را انكار كنيم. اگر شما يك معتاد هستيد، مى توانيد از طريق برنامه NA راه تازهاى براى زندگى خود پيدا كنيد. ما در طول بهبودى به مرور به افرادی سپاسگزارتبدیل شدهايم و با پرهيز كامل و بكارگيرى قدمهاى دوازدهگانه معتادانگمنام زندگى ثمربخشى پيداكردهايم.
ما مىدانيم كه هرگز علاج نمىشويم و بيمارىمان را تا آخر عمر با خود خواهيم داشت، اما با وجود داشتن اين بيمارى، بهبود پيدا مىكنيم و هر روز فرصت تازهاى به ما داده مىشود.
ما متقاعد شدهايم كه براى ما فقط يك راه در زندگى وجود دارد و آن راه معتادانگمنام است.
+ نوشته شده در
90/12/10ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
مشاركت با همگروهان معتاد، يك قسمت اساسى از برنامه ماست. اين كمك را فقط يك معتاد مىتواند به معتاد ديگر بكند. كمكى كه مىگويد:
«براى من هم همين اتفاق افتاد و من با آن اين طور رفتار كردم».
ما با هر كس كه خواهان روال زندگى ما باشد، به جاى موعظه و قضاوت، تجربه، نيرو و اميد خود را در ميان مىگذاريم. اگرمشاركت در مورد تجربههاى دردناكمان حتّى بتواند به يك نفر كمك كند، ارزش درد و رنج را داشته است. مشاركت در مورد اين تجارب با خواستاران كمك، باعث تقويت بهبودى ما مىشود. ما اگر چيزى را كه بايد به مشاركت بگذاريم، براى خود نگه داريم، آن را از دست مىدهيم. كلمات، تا به مرحله عمل درنيايند، هيچ ارزشى ندارند.
ما رشد روحانى خود را وقتى باور مىكنيم كه بتوانيم دست خود را براى كمك به سوى ديگران دراز كنيم. كمكهاى ما از طريق شركت در كارهاى خدماتى و سعى در رسانيدن پيام بهبودى به معتادان دردمند اِعمال مىشود. ما مىآموزيم كه فقط با بخشش آن چه كه داريم مىتوانيم آن را حفظ كنيم. مطلب ديگرى كه تجربه ما نشان مىدهد اين است كه بسيارى از مشكلات شخصى ما، وقتى كه از خودمان بيرون بيائيم و به محتاجان كمك كنيم، از بين مىروند. ما تشخيص مىدهيم كه يك معتاد بهتر مىتواند يك معتاد ديگر را درك كند. ما هر چقدر هم كه كمك كنيم، هميشه معتاد محتاج ديگرى در راه است.
منبع: فصل پنجم کتاب پایه
+ نوشته شده در
90/11/21ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
به عنوان معتاد، ما بيمارى لاعلاجى داريم كه نام آن اعتياد است. اين بيمارى، مزمن، پيشرونده و كشنده است. اگر چه قابل درمان نيز مىباشد.
به نظر ما هر كس اول بايد از خود سؤال كند كه آيا من يك معتاد هستم؟ دانستن اين كه چطور به اين بيمارى مبتلا شدهايم در اولويت نيست، براى ما بهبودى اهميت دارد.
تنها راه ديگرى كه به جز بهبودى وجود دارد، زندان، تيمارستان، آوارگى و يا مرگ است. متاسفانه بيمارىمان، ما را وادار مىكند كه اعتياد خود را انكار كنيم. اگر شما يك معتاد هستيد، مى توانيد از طريق برنامه NA راه تازهاى براى زندگى خودپيدا كنيد. ما بهبود پيدا مىكنيم و هر روز فرصت تازهاى به ما داده مىشود. ما متقاعد شدهايم كه براى ما فقط يك راه در زندگى وجود دارد و آن راه معتادانگمنام است
ما در طول بهبودى به مرور به افرادی سپاسگزار تبدیل شدهايم و با پرهيزكامل و بكارگيرى قدمهاى دوازدهگانه معتادانگمنام زندگى ثمربخشى پيداكردهايم.
+ نوشته شده در
90/11/18ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
وقتى ما به آخر خط مىرسيم و درك مىكنيم كه چه با موادمخدر و چه بدون آن، نمىتوانيم مانند يك انسان زندگى كنيم، همگى با يك مسئله بغرنج روبرو هستيم. آيا كار ديگرى مانده است كه انجام نداده باشيم؟
اينطور به نظر مىرسد كه دو راه بيشتر نباشد، ما يا مىتوانيم از سریعترین راه ممكن روانه عاقبت تلخ خود يعنى زندان، تيمارستان يا مرگ شويم و يا راه تازهاى براى زندگى پيدا كنيم. درگذشته، تعداد بسيار كمى از معتادان شانس پيدا كردن راه دوم را داشتهاند، اما معتادان امروز خوشبختتر هستند. براى اولين بار در تاريخ بشر راه سادهاى براى معتادان پيدا شده كه تأثير آن در زندگى بسيارى از آن ها به اثبات رسيده است و دردسترس همه قرار دارد. اين برنامه، يك برنامه روحانى ساده و غير مذهبى، به نام معتادان گمنام است.

+ نوشته شده در
90/11/07ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|

معتادانى را ديدهايم كه به انجمن ما آمدند و با امتحان برنامه بهبودى ما مدتى پاك ماندند، اما بعضى از آن ها پس از مدتى، تماس خود را با ديگر معتادان در حال بهبودى از دست دادند و در نهايت، اعتياد، مجدداً در زندگىشان فعال شد.
آن ها فراموش كردند كه در واقع مصرف موادمخدر در همان بار اول، جريان مرگآور اعتياد را، دوباره به حركت در مىآورد. آن ها سعى كردند اعتياد خود را با اعتدال در مصرف و يا با مصرف موادمخدر بخصوصى كنترل كنند، اما هيچ يك از اين روشهاى كنترل، برای معتادان کارآیی ندارد.
لغزش، يك واقعيت است و مىتواند اتفاق بيفتد و اتفاق مىافتد. بنا به تجربه ما كسانى كه برنامه بهبودى ما را به طور روزانه دنبال نمىكنند دچار لغزش مىشوند و ما آن ها را مىبينيم كه در جستجوى بهبودى، دوباره به انجمن باز مىگردند
لغزش هرگز اجبارى و يا اتفاقى نيست و در مورد آن به ما حق انتخاب داده شده است. لغزش علامت اين است كه ما در برنامه خود خلائى داريم.
ما هرگز كسى را نديدهايم كه مطابق برنامه معتادانگمنام زندگى كند و بلغزد.
+ نوشته شده در
90/11/07ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
ما در دوران مصرف، پيش خود فكر مىكرديم كه خيلى لذت مىبريم و هر كس كه چيزى مصرف نكند، نصف عمرش بر باد رفته است. روحانيت به ما امكان مىدهد كه زندگى را در غنىترين فرم آن تجربه كنيم و به خاطر آن چه كه هستيم وكارهايى كه در زندگى كردهايم، سپاس گزار باشيم. از همان اوائل بهبودى، ما متوجه شديم كه خوشحالى ربطى به ماديات ندارد و از درون خود ما سرچشمه مىگيرد. ما وقتى خودمشغولی را به كنار مىگذاريم، تازه مىفهميم كه شادى، خوشى و آزادى چه معنايى دارد. ما وقتى صادقانه و از تهدل مشاركت مىكنيم، خوشحالى غيرقابل وصفى در خود احساس كرده و ديگر لزومى نمىبينيم كه براى پذيرفته شدن، دروغ بگوييم.
برنامه بهبودى معتادانگمنام، فقط يك زندگى بدون موادمخدر نيست و مفهوم عميقترى دارد. اين طريقه زندگى، نه تنها بهتر از آن جهنمى است كه ما در آن زندگى مىكرديم، بلكه از هرگونه زندگى كه در هر وقت ديگر نيز كردهايم، بهتر است.
ما راه نجاتى پيدا كردهايم كه مىبينيم براى ديگران هم كار مىكند و همه روزه الهامات تازهترى نيز به ما خواهد شد.
+ نوشته شده در
90/11/07ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
اعتیاد یک بیماری منزویکننده است، رابطه ما را با جامعه، خانواده و خود قطع میکند. ما پنهان شدیم. دروغ گفتیم. زندگی دیگران را که مطمئناً دور از دسترس ما بود، به تمسخر گرفتیم. بدتر ازهمه، به خود گفتیم هیچ مشکلی نداریم، گرچه میدانستیم به شدت بیمار هستیم. ارتباط ما با دنیا و واقعیت قطع شده بود. زندگی برای ما معنای خود را از دست داده بود و بیشتر و بیشتر از واقعیت دور میشدیم.
برنامه NA به طور ویژه برای افرادی مثل ما طراحی شده است. این برنامه به ما کمک میکند با روش درستی که باید بر اساس آن زندگی میکردیم، دوباره ارتباط برقرار کنیم و ما را از انزوا نجات میدهد. دیگر درباره وضعیتمان به خود دروغ نمیگوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگیمان را میپذیریم. ایمان داریم که زندگی ما میتواند بهتر شود، بهبودی ممکن است و خوشبختی دائماً دور از دسترس ما نیست. صداقت پیدا میکنیم؛ دیگر خود را پنهان نمیکنیم، «حاضر میشویم و حقیقت را میگوییم»، مهم نیست این حقیقت چه باشد. با این کار، زندگی فردی خود را با زندگی دنیای اطرافمان پیوند میدهیم.
ما معتادان نباید در انزوا زندگی کنیم. اگر قدمهای دوازدهگانه را انجام دهیم، این قدمها میتوانند ارتباط ما با زندگی و زندگی کردن را برقرار سازند.
+ نوشته شده در
90/11/04ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|
+ نوشته شده در
90/10/27ساعت   توسط یک معتاد در حال بهبودی
|